على محمدى خراسانى
355
شرح منطق مظفر (فارسى)
در آنجا مغلوب شد ، مردم او را شكستخورده و برنامههاى او را ناصحيح مىدانند و وقتى امرى نزد مردم شايع شد هيهات كه بتواند آب از جوى رفته را دوباره به جوى برگرداند و آبروى از دست رفته را مجددا بدست آورد . از اين جهت جدل دقيقا بر عكس برهان است ، در برهان هرچه تأنى ، تأمل ، حوصله ، مراجعه و روزها و شبها مهلت خواستن بيشتر باشد رأى صحيحتر و نظر دقيقتر است چون هدف رسيدن به حقّ و واقع است و شايد كه شايد از روزها ، هفتهها ، ماهها و بلكه سالها به نتيجه برسد كه هيچ مانعى نداشته و مذموميّتى ندارد . قوله : ممّا ينبغى ؛ نكتهء قابل ذكر اين است كه ملكه جدل يك ملكهاى است كه تبعيضبردار است يعنى ممكن است شخصى در دهها رشته اهل جدل و بحثوگفتگو باشد ولى ديگرى تنها در يك رشته سرآمد بوده و اهل جدل باشد و اين منافاتى با مجادل بودن او ندارد و لازم هم نيست كه از مشهورات رشتهها و صنعتهاى ديگر مطلع باشد . مثلا كسى كه در مسائل دينى ( اعتقادى ، فقهى و . . . ) مباحثه مىكند كافى است كه مشهورات رشتهء خود را به نيكى بشناسد و او را در همان مباحث مجادل گويند . همچنين سياستمدار در مسائل و قضاياى مربوطه ، بايد ملكهء جدل را دارا باشد و نيز بر اديب در ادبيات ، فقيه در فقه و . . . همانطورى كه طب رشتههاى متنوع دارد و چنين نيست كه يك انسان در همهء رشتههاى پيچيدهء طبى ماهر و طبيب حاذق باشد بلكه شخصى چشمپزشك است ، ديگرى دندانپزشك است سومى پزشك مخصوص نوزادان است و چهارمى روانشناس ماهرى است . بنابراين در هر رشتهاى كه به مجادله مىپردازيم بايد مشهورات همان رشته را در خاطر داشته باشيم تا مغلوب نشويم . دومين ابزار و وسيله : شخص مجادل بايد داراى ملكهاى باشد كه در زير سايه آن بتواند معانى الفاظ ذيل را به خوبى تميز و تشخيص دهد و براى اهداف خود از آن استفاده كند . الف : معانى الفاظ مشتركه ، را بشناسد مثلا بداند كه عين در لغت عرب داراى چند معنا است و براى كدام معنا وضع شده است . ب : معانى الفاظ منقوله ، مجادل بايد بداند كه فلان لفظ در اصطلاح قديم ، داراى فلان معنى بوده و هماكنون در اصطلاح جديد ، معناى ديگرى دارد و استعمالات